هفته ای که گذشت
از اول ماه امیرعلی مهد نرفت اوایلش به خاطر سردی هوا و تعطیلی ![]()
بعدشم که خواهرم امتحاناش تموم شد و تا شروع ترم جدید خونه نشین شد
فقط موند این هفته که تا ظهر پیش مادرم بود و بعدشم که با آژانس می اومد سرکار پیش من ![]()
روز اول کلی خندیدم 
فسقلی نشسته بود صندلی جلو و فقط زل زده بود به جلو تا منو دید پرید تو بغلم
دیروز که آژانس یه خورده دیر کرد چیزی نمونده بود از ترس سکته کنم ![]()
با همه دوست شده ![]()
هر چی من و باباش کم رو هستیم امیرعلی تلافی کرده و انگار میخواد انتقام ما رو بگیره
ماشالا از حرف زدنش
ولی خداییش با بچه سخته که بیای سرکار اگه مهد نبود چکار میکردیم
دلم میخواست از لحظه به لحظه کاراش و حرکاتش عکس بندازم
ولی نمیشد اگه یکی میدید زشت میشد و میگفت ندید بدید مجبور میشدم وقتی کسی نیست یواشکی ازش عکس بندازم



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هفته ای که گذشت
